صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
81
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
مثل خليفه ، قاضى ، فقيه و امام جماعت كه شايستهء پيروى باشند . خداوند هم به اين وعده وفا كرد و او را در چشم پيروان همهء اديان ، بزرگ جلوه داد و پيامبران در اصول مذهبشان به وى اقتدا كردند : ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً « 1 » . در همين آيه علّامه طباطبايى سخن مبسوطى دارد كه به تفسير سابق مىپردازد و معانى ذكر شده در لسان العرب را يادآور مىشود كه بعضى از چيزها را مىپذيرد و برخى را رد مىكند ؛ و به گويندهاى اشاره نمىنمايد . انديشههاى ايشان را كه نمىتوان از آن صرفنظر كرد و مبناى اصلى انديشهها و نظريات ايشان است ، خواهيم آورد . ايشان مىگويد : « داستان امامت ، در اواخر زندگى ابراهيم ( ع ) و پس از مژدهء اسحاق و اسماعيل به او بوده است . . . ابراهيم هم در آن زمان پيامبر بوده و هم قبل از امامت پيامبر بوده است و امامتش غير از نبوّت اوست . » بىشك ، اين سخن در خور توجه و انديشه است . آنگاه معانى ذكر شده در باب امامت ابراهيم ( ع ) را طرح و به نقد آنها مىپردازد و طبق ديدگاه خودش به نقاط ضعف آنها اشاره مىكند . از جمله سخن ايشان بدين قرار است : « گروهى آن را به نبوّت ، تقدّم و اطاعت مطلق تفسير كردهاند و گروهى به معناى خلافت ، وصايت يا رياست در امور دينى و دنيوى . هيچ يك از اينها نيست ، چون نبوّت به معناى حامل خبر بودن از جانب خداوند است ؛ و رسالت هم به معناى حامل امر تبليغ بودن ؛ و اطاعت هم يعنى پذيرش آنچه را كه مىبيند و يا ديگرى به وى فرمان مىدهد ، كه از لوازم نبوّت و رسالت است . خلافت هم نوعى جانشينى است و همچنين وصايت و رياست هم نوعى اطاعت است و خود منشأ حكومت در اجتماع است . همهء اين معانى غير از معناى امامت است كه آدمى به گونهاى باشد تا ديگران به او اقتدا كنند و گفتهها و كردههاى خويش را از روى پيروى ، بر افعال و اقوال او تطبيق دهند . معنايى ندارد اين كه به پيامبرى واجب الطاعة گفته شود ، من تو را براى مردم پيامبر قرار دادهام ، و يا در تبليغ نبوّت از تو اطاعت مىشود ؛ و يا رئيسى هستى كه در دين امر و نهى مىكنى ؛ و يا وصى و جانشين در زمين هستى و در بين مردم در اختلاف آنها به حكم خداوند ، داورى مىكنى . »
--> ( 1 ) - نحل ( 16 ) آيهء 123 : سپس به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم حقگراى پيروى كن .